
American Israel Public Affairs Committee
جمعیت یهودیان آمریکا در حدود ۶ میلیون نفر برآورده شده که کمتر از دو درصد از کل جمعیت این کشور را تشکیل میدهد اما یهودیان آمریکا با ایجاد تشکلهای مهم و ارتباط کامل بین منافع آمریکا و صهیونیسم، به یکی از بانفوذترین گروههای تاثیرگذار در سیاست خارجی دولت آمریکا تبدیل شدهاند.
آنها یکی از اهداف خود را نفوذ در کانونهای قدرت ایالات متحده تعیین نمودهاند. از میان ۲۸۱ سازمان یهودی و ۲۵۰ اتحادیه منطقهای، یکی از مهمترین لابیهای یهودیان در آمریکا، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل موسوم به «ایپک» میباشد که از دهه ۱۹۵۰ شروع به فعالیت نموده و از همان بدو تاسیس، هدف خود را مبارزه برای تصویب قواینی در جهت حمایت از اسرائیل اعلام کرده است.
سازمان ایپک مادر تمامی سازمانهای یهودی آمریکا و در واقع بزرگترین آنهاست. این سازمان مسئول هماهنگی و برنامهریزی جهت فعالیت تمامی سازمانهای یهودی آمریکا و همچنین مسئول اصلی جمعآوری کمک و اعانه برای اسرائیل بهشمار میرود که با ارتباط تنگاتنگ با بیش از ۶۰ اتحادیه دیگر، مسئول ایجاد کانالهای جدید برای نفوذ رژیم صهیونیستی نیز میباشد.
این کمیته دارای دفاتر و مراکز منطقهای در سراسر آمریکا و اروشلیم میباشد که هر یک تحت مدیریت یک نفر اداره میشود. هر کدام از این دفاتر دربرگیرنده چند شعبه میباشند که امور آنها را با دفتر مرکزی هماهنگ میکند.
بخشهای مهم این سازمان عبارتاند از: حوزه قانونگذاری، سیاست خارجی، امور سیاسی، بخش ارتباطات، بخش توسعه و گسترش (عضوگیری)، رهبری سیاسی. 
مقر اصلی ایپک در کاپیتال هیل واشنگتن دی سی میباشد و این موقعیت، امتیاز ویژهای را برای دستیابی و دسترسی سهلتر به هرم قدرت به این سازمان داده است. ایپک اعضای خود را از بین صهیونیستها (یهودیان و غیریهودیان) گزینش میکند که همه آنها در یک چیز اتفاقنظر دارند و آن حمایت از اسرائیل و کانالیزه کردن سیاست خارجی آمریکا در راستای منافع این رژیم میباشد. زمانی که از اعضا و عناصر سازمان ایپک سخن به میان میآید، فهرستی طولانی از اسامی افراد و اشخاص بانفوذ در سیاست خارجی آمریکا به چشم میخورد.
روزنامه نیویورک تایمز این سازمان را موثرترین سازمان در رابطه با روابط آمریکا و اسرائیل اعلام میکند. شیمون پرز وزیر امور خارجه اسرائیل نیز در مورد اهمیت آن میگوید: «ما به ایپک بهعنوان بزرگترین پل ارتباطی بین مردم آمریکا و دولت اسرائیل نیازمندیم».
ایپک یک کنفرانس سالانه برگزار مینماید و در آن به تعیین خط مشی کلی کمیته میپردازد که این خط مشیها با جلسات و برنامههای آموزشی مختلفی همراه است که محیط مناسبی برای آموزش اعضاء و آشنایی آنها با فرایند لابیگری میباشد.
برچسبها: کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل, ایپک, آیپک, برانداز
ادامه مطلب...

فضاي سايبر در خدمت جنگ نرم
چگونه فضاي سايبر در خدمت جنگ نرم قرار ميگيرد!
منازعات نرم اشكالي از منازعه است كه با تكيه بر ابزارهاي غير خشونتآميز تغيير و دگرگوني در جوامع و به عبارتي سلطه به شيوه بكر، جذاب و پيچيده را دنبال مينمايد. جنگ نرم، معلول تدابير مراكز امنيتي و بنيادهاي استراتژيك غربي براي طراحي اشكال جديد سلطه است. در اين شيوه از منازعات، تسلط بر افكار عمومي و دستيابي به اهداف سياسي، اجتماعي، امنيتي و حتي اقتصادي، از طريق اقناع از يك طرف و ايجاد درگيري مستقيم براي مخاطب به گونهاي است كه طراحان جنگ نرم با پرداخت حداقل هزينهها، حداكثر استفاده را ببرند. ثانياً برآيند اين دگرگوني به صورت بلند مدت و با اطمينان بيشتري خواستها و مطالبات جوامع سلطهگر را تأمين كند.
منازعه نرم بر اصول و روشهاي متعددي استوار است، مهمترين اصل اجتناب از خشونتهاي فيزيكي و پايبندي به پروسه عدم خشونت است و تأكيد بر مفهوم فيزيك ناشي از اين گزاره است كه در اين تئوري معيارهاي خاصي براي عدم خشونت تجويز ميشود.
1ـ خشونت غير فيزيكي و به عبارتي خشونت در اشكال فكري- فرهنگي را نفي نميكند. درگيريهاي فكري ـ فرهنگي از بسترهاي مساعد براي تداوم چنين گفتماني است.
2ـ پرهيز از خشونت به معناي پرهيز از اشكال خشونت فيزيكي نيز نيست. بلكه خشونت در اين تئوري از ابزار قالب و رايج به ابزار فرعي و تئوريزه شده تبديل ميشود. برهمين اساس در فاز عملياتي جنگ نرم خشونتهاي متعددي به صورت درگيري مستقيم ويژه به يكي از اصليترين ابزارهاي هدايت جنگ نرم تبديل شده است. ويژگي منحصر بهفرد فضاي سايبر هم ابزارهاي مورد نظر را در اختيار مجريان براندازي نرم ميگذارد. همچنين كار ويژههاي جنگ نرم به عمليترين وجه نمايان ميشود.

تمركز دشمن بر فضاي مجازي در هدايت جنگ نرم
ميزان تمركز دشمن بر استفاده از آخرين فرصت براي مقابله با كشورهاي معارض باعث شده است كه گاه و بيگاه كدهاي اين تاكتيك عملياتي در زبان مقامات و مسئولان سياسي بيان شود. بدون ترديد اكنون بخش عمدهاي از منازعات بين نظام اسلامي و جهان سلطه ودنبالههاي داخلي آنها در عرصه مجازي در حال وقوع است. چالشي كه تدبير و هدايت آن ميتواند به يك فرصت براي غلبه گفتمان انقلاب اسلامي بدل شود. سهم فضاي مجازي از بودجههاي ميلياردي كه كنگره امريكا براي مقابله با جمهوري اسلامي تصويب ميكند بيانگر اهميت جايگاه اين عرصه در تقابل امنيتي - سياسي دو نظام است. گر چه اغلب تحليلگران براين باورند كه آنچه تحت عنوان بودجه امريكا براي مقابله با نظام اسلامي در رسانهها طرح ميشود فقط درصدي از اين بودجه است و ميزان واقعي بودجههاي مصوب عليه نظام اسلامي بسيار بيشتر از اين مقادير است، با اين وجود همين سهم رسانهاي شده اين بودجهها نيز قابل توجه است. فقط در يك مورد از بودجه 55 ميليون دلاري مصوب 2010، 15 ميليون دلار مختص فضاي مجازي است. در كنار اين، بايد بودجههايي را كه به صورت غيرمستقيم از طريق بنيادهاي متعدد صرف فعاليت در اين عرصه ميشود نام برد كه مقدار آنها به مراتب بالاتر از اين بودجه رسمي است.
برچسبها: جنگ سایبری, جنگ نرم, فضای مجازی
ادامه مطلب...
مقدمه:
يکي از راهبردهاي مهم حوزه تصميم گيري کاخ سفيد استفاده از مراکز فکري و پژوهشي در پيشبرد سياست هاي بين المللي آمريکا در مناطق مختلف جهان مي باشد. به همين منظور، ايالات متحده، مراکز بين المللي مطالعاتي متعددي در حوزه مباحث امنيت ملي و دفاعي ايجاد کرده است تا از اين رهگذر بتواند راهبردهاي منطقه اي خود را که در قالب قدرت نرم و هوشمند تعريف شده است، دنبال کند. يکي از اين مراکز، مرکز مطالعات امنيت جديد آمريکا مي باشد، لذا در اين نوشتار تلاش شده تا با معرفي و بررسي فعاليت ها و برنامه هاي راهبردي، اين موسسه فکري و نقش آن در حوزه تصميم سازي کاخ سفيد مورد کنکاش و تحليل قرار گيرد.
پيشينه تأسيس مرکز امنيت جديد آمريکا (CNAS)
مرکز امنيت جديد آمريکا در سال۲۰۰۷ توسط شرکت بنيانگذاران کرت کمپبل و ميشل فلورنوي(Co-founders Kurt Campbell and Michele Flournoy) تأسيس شد و دفتر اصلي آن در واشنگتن دي سي واقع شده است.
مأموريت اصلي اين مرکز بررسي چالش هاي اساسي آمريکا در حوزه ملي و بين المللي و همچنين تدوين سياست هاي دفاعي و جهاني کاخ سفيد در قرن بيست و يکم مي باشد. يکي ديگر از کارکردهاي اين مرکز مطالعاتي، توسعه ديپلماسي عمومي آمريکا در سطح جهاني مي باشد که با مشارکت وزارت امور خارجه و آژانس توسعه بين المللي آمريکا انجام مي گيرد.
در حال حاضر، مرکز امنيت جديد آمريکا (CNAS) بر روي چالش هاي منطقه اي و مديريت ديپلماسي آمريکا در قرن بيست ويکم تمرکز مطالعاتي دارد.
اهم فعاليتهاي مرکز امنيت جديد آمريکا (CNAS)
اين مرکز فکري و راهبردي تمرکز خود را بر روي مولفه هاي کليدي امنيت ملي آمريکا خصوصاً در عرصه بين المللي قرار داده و کانون فعاليت هاي خود را در تدوين و طراحي سياست ها و راهبردهاي دفاعي و ملي ايالات متحده متمرکز کرده است. بر همين اساس، با بهره بري از تجربيات سياستمداران کنگره و کاخ سفيد و همچنين مقامات ارشد در مباحث امنيت ملي نقش مهمي در تجزيه و تحليل چالش هاي بين المللي آمريکا و همچنين ارائه راهبردهاي موثر درحوزه امنيت ملي و بين المللي آمريکا به خود اختصاص داده است.
مرکز مطالعات امنيت جديد آمريکا (CNAS)، با تمرکز بر روي مباحث امنيت ملي، برنامه ها و فعاليت هاي مطالعاتي خود را طبقه بندي کرده و در دستور کار قرار داده که در ادامه مهم ترين برنامه هاي پژوهشي اين مرکز فکري مورد بررسي قرار مي گيرد.
برنامه افغانستان و پاکستان، اين مرکز مطالعاتي در راستاي اين برنامه، با تمرکز بر تمام سطوح جنگ افغانستان، به بررسي و تحليل مولفه هاي سياسي، استراتژيک، عملياتي و تاکتيکي آمريکا در اين جنگ مي پردازد. يکي از ابتکارات اين برنامه، دعوت از ديپلمات هاي سياسي و مقامات ارشد غير نظامي و همچنين سربازاني است که در افغانستان حضور داشته و دارند و بحث و گفت وگو با آنان در خصوص تجربيات و وضعيت واقعي صحنه درگيري مي باشد. اين برنامه کمک مهمي به سياستمداران کاخ سفيد در تحليل وضعيت افغانستان و راهبردهاي موثر حضور آمريکا در افغانستان و پاکستان و آينده تحولات مي کند.
برچسبها: اتاق فکر, سازمان برانداز
ادامه مطلب...
بخشی از مراکز فکری در آمریکا، عمده فعالیت های خود را بر روی ترویج ارزش های لیبرال دموکراسی در دنیا و همچنین مقابله فکری با جریانات متضاد با غرب خصوصاً جهان اسلام قرار داده اند.
یکی از این مراکز، بنیاد دفاع از دموکراسی می باشد، لذا در این نوشتار تلاش شده تا با بررسی پیشینیه تاریخی این موسسه و همچنین تبیین فعالیت های مهم این بنیاد، عملکرد آن در تدوین راهبردهای کاخ سفید و همچنین سیاست خارجی آمریکا مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
پیشینه تأسیس
بنیاد دفاع از دموکراسی در اوایل هزاره سوم میلادی با حمایت مستقیم کنگره و سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) تشکیل شد. این مرکز فکری در ابتدا متشکل بود از شورای رهبری مشاوران برجسته که در آن افرادی چون لوئیس جی فرش، مدیر سابق افی بی آی(FBI)، پائلودوبریانسکی، مدیر پیشین دپارتمان دولتی کنگره روبرت بود، مشاور اسبق امنیت ملی رئیس جمهور، آرجیمز ولزی مدیر سابق سازمان سیا، این بنیاد را مدیریت فکری می کردند.
این بنیاد که در واقع بازوی فکری و اجرایی سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) به حساب می آمد، هدف خود را به ظاهر در دفاع از ارزش های دموکراسی در سطح بین المللی قرار داد، اما در واقع پلورالیسم فرهنگی و ترویج ارزش های لیبرال دموکراسی و مقابله با جریانات فکری مغایر با غرب را پایه اهداف و عملکرد خود قرار داده بود. به طوری که گفته می شود پروژه براندازی نرم در کشورهای مورد هدف کاخ سفید توسط این بنیاد طرح ریزی و اجرا می شود.
اهم فعالیتهای بنیاد دفاع از دموکراسی
بنیاد دفاع از دموکراسی، فعالیت خود را در ترویج ارزش های دموکراتیک در سایر جوامع قرار داد و بر این اساس مقابله با سایر نحله های فکری خصوصاً اسلام را در رأس فعالیت های خود قرار داده است.
مهم ترین راهبرد این بنیاد در داخل آمریکا، ترویج ارزش های آمریکایی (لیبرال دموکراسی) می باشد. به طوری که این بنیاد با نفود در شبکه های مختلف تلویزیونی در آمریکا ارزش های لیبرال دموکراسی را در جامعه آمریکا و حتی اروپای غربی ترجیح می دهد.
اما تمرکز اصلی این بنیاد در خارج از جامعه آمریکا، اولاً مقابله با جریان های فکری مخالف و تضاد با ارزش های دموکراسی خصوصاً اسلام می باشد. به طوری که این بنیاد در اساسنامه خود، جنگ بزرگ قرن ۲۱ را جنگ با اسلام معرفی می کند؛ ثانیاً مقابله مدنی و نرم با حکومت های متضاد با منافع آمریکا از دیگر فعالیت های مهم این بنیاد فکری می باشد.
بر این اساس، بنیاد دفاع از دموکراسی با احداث و همچنین حمایت مالی از شبکه های ماهواره ای مختلف از طرفی به دنبال ترویج ارزش های لیبرال دموکراسی بوده و از طرف دیگر جنگ رسانه ای گسترده ای علیه اسلام و جوامع اسلامی آغاز کرده است. به طوری که یکی از سیاست های اصلی این بنیاد و شبکه رسانه ای آن تخریب و فضاسازی علیه شبکه ها و رسانه های اسلامی از جمله شبکه العالم، المنارحزب الله لبنان و رسانه های فلسطینی خصوصاً حماس می باشد.
یکی از فعالیت های دیگر این بنیاد، فضاسازی و تخریب جهانی اسلام و اندیشه های اسلامی می باشد که از آن به عنوان «رادیکالیسم اسلامی» در رسانه های جهانی و افکار عمومی معرفی می شود
برچسبها: اتاق فکر, برانداز, بنیاد دفاع از دموکراسی, FDD
ادامه مطلب...
«تعدادی از موسسه های کمک کننده به ویکی پدیا یا موسسه های صهیونیستی می باشند و یا توسط افرادی یهودی بنیان گذاری شده اند. موسسه ‘اوپن سوسایتی’ یا همان ‘بنیاد سوروس’ بنیادی است که در راستای گسترش دموکراسی، حقوق بشر، جامعه مدنی و حکومت قانون را مهم ترین اهداف خود برمی شمارند».
شبکه های اجتماعی مجازی از ابزارهای اعمال قدرت نرم هستند. آخرین آمارها از اینترنت نشان می دهد که هم اکنون بیش از ۲۰۶ میلیون وبگاه اینترنتی در حال فعالیت هستند. این عدد حاکی از حجم انبوه اطلاعات ارایه شده در فضای مجازی است. با وجود ظاهر آزاد فضای مجازی، این فراوانی اطلاعات به معنای برابری فرصت ارایه اطلاعات به کاربر نیست، چرا که کاربران عملا از حجم عظیمی از وبگاه ها، تعدادی وبگاه مشخص را انتخاب و اطلاعات خود را تکمیل می کنند.
این گزارش به بررسی بزرگ ترین دایره المعارف مجازی جهان یعنی ویکی پدیا می پردازد. ویکی پدیا دایرة المعارفی است که اطلاعات آن را کاربران ثبت، ویرایش و حذف می کنند. ویکی پدیا توانسته با معرفی خود به عنوان یک مرجع بی طرف و آزاد از هرگونه تعصب، گرایش و برنامه از پیش تعیین شده خود را به عنوان مهمترین مرجع اطلاعات فضای مجازی بدل سازد.
این بررسی بعد از معرفی ویکی پدیا و بیان مزایا و معایب این دایرةالمعارف به پشت پرده حمایت های مالی یهودیان و ارتباط اسراییل و نیز اشغال ویکی پدیا به دست گروه های اسراییلی می پردازد.
**معرفی ویکی پدیا
———————-
‘ویکی پدیا ‘ که خود را دانشنامه ای آزاد معرفی می کند، تحت نظر موسسه غیرانتفاعی بنیاد ‘ویکیمدیا’ مدیریت می شود. موسسان ویکی پدیا در ابتدای امر در پایگاه اطلاعاتی دیگری با عنوان ‘نوپدیا’ مشغول به فعالیت بودند که به دلیل محدودیتهای آن، ویکی پدیا را طراحی می کنند.
سایت ‘نوپدیا’ پایگاه اطلاعاتی بود که متخصصان هر حرفه در آن قلم می زدند. ‘جیمی ویلز’ رییس و تصمیمگیرنده نهایی شرکت و ‘لری سانگر’ رییس بخش ویرایش و نوشتار از رهبران آن بودند که بعد ها به ویکی پدیا پیوستند. ویکی پدیا از دو کلمه ‘ویکی’ به معنای سریع در زبان هاوایی و ‘پدیا’ قسمت دوم کلمه ‘دایره المعارف’ تشکیل شده است.
ویکی پدیا، یک پایگاه اطلاعات آزاد اینترنتی است که به بیش از ۱۰۰ زبان دنیا قابل استفاده می باشد. ویکی پدیا که شروع کار خود را با زبان انگلیسی آغاز کرده است، در حال حاضر زبان های متفاوت دنیا را پشتیبانی می کند که اهم آنان به ترتیب به زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، لهستانی، ژاپنی، هلندی، ایتالیایی، پرتغالی، سوئدی و اسپانیایی است.
برچسبها: پشت پرده دایرةالمعارف ‘ویکی پدیا’, ویکی پدیا, پشت پرده
ادامه مطلب...
مقدمه:
حوزه تصمیم گیری آمریکا همواره تلاش کرده تا مراکز فکری و مطالعاتی وابسته به خود را به صورت تخصصی و منطقه ای سازماندهی کند تا از این رهگذر بتواند با تدوین سیاست ها و راهبردهای تقسیم شده منطقه ای، اهداف کلان بین المللی خود را بطور معقولانه تری دنبال کند. یکی از مهم ترین مراکز فکری و مطالعاتی تخصصی آمریکا، موسسه مطالعات خاورمیانه واشنگتن است که تمرکز جدی بر روی تحولات سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه خاورمیانه دارد. از این رو، در این نوشتار تلاش شده تا با تبیین پیشینه تاریخی این مرکز راهبردی، اهم فعالیت های آن مورد بررسی و نقش آن در تدوین سیاست های خارجی کاخ سفید مورد کنکاش و تحلیل قرار گیرد.
پیشینه تأسیس
با ارزیابی تحلیلگران برجسته آمریکایی در سقوط کمونیسم و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سیاستمداران کاخ سفید بر آن شدند تا برای رهبری آمریکا در جهان آینده، نفوذ خود را در جغرافیای راهبردی دنیا گسترش داده و از این طریق اهداف هژمونیک خود را در عرصه بین المللی تأمین کنند. بر این اساس، گروهی از سیاستمداران و نظریه پردازان کاخ سفید به همراه کهنه کاران پنتاگون و سیا، به این فکر افتادند تا منافع آمریکا در خاورمیانه را گسترش دهند، از این رو در صدد شدند تا مراکز پژوهشی و تحقیقاتی متعددی را در حوزه مطالعات خاورمیانه تأسیس کنند. موسسه واشنگتن، یکی از همین مراکز بود که در سال ۱۹۸۵ جهت مطالعات تخصصی بر روی خاورمیانه تأسیس شد.
مأموریت آنها ساده ولی پر اهمیت بود: مأموریت آنها تزریق ایده ها و نظم منطقه ای به شیوه آمریکایی به سیاست های دول منطقه راهبردی خاورمیانه بود. (به همین دلیل آنها به جای استفاده از واژه مصطلح خاور میانه از واژه خاور نزدیک در نام موسسه خود استفاده کردند تا منعکس کننده تقسیمات جغرافیایی خودشان باشد). موسسان این مرکز مطالعاتی به خوبی دریافتند که منافع آمریکا در تعداد انگشت شماری ایده بنیادی نهفته است که مهم ترین این ایده ها عبارت بودند از: امنیت، صلح، رفاه، دموکراسی و ثبات.
اهم فعالیتهای موسسه واشنگتن
موسسه مطالعات خاورمیانه واشنگتن که به یکی از مهم ترین مراکز فکری و پژوهشی کاخ سفید در حوزه خاورمیانه تبدیل شده است، تمرکز خود را بر روی بررسی و تجزیه و تحلیل تحولات سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی خاورمیانه قرار داده است. اما در واقع، این موسسه با ارائه و تدوین تحلیل های کاربردی و گزارشات راهبردی در خصوص تحولات خاورمیانه به کنگره و کاخ سفید، راهبردها و چشم انداز های روشنی را برای سیاستمداران کاخ سفید جهت پیشبرد منافع آمریکا در منطقه خاور میانه تبیین و ترسیم می کند.
بر این اساس، مدیران موسسه واشنگتن جهت ارائه تحلیل ها و راهبردهای کاربردی به دولتمردان آمریکایی جهت طراحی و تدوین سیاست های کاخ سفید در خاورمیانه، برنامه ها و محورهای مطالعاتی مشخصی را برای ساختار پژوهشی موسسه مطالعات خاورمیانه مشخص کرده اند تا از این رهگذر، مقامات کاخ سفید و پنتاگون و همچنین مدیران مراکز اطلاعاتی ایالات متحده، با بهره گیری از راهبردها و ایده های فکری این موسسه به درک عمیق تری از مسائل پیچیده خاورمیانه و مرتبط با منافع و الزامات آمریکا دست یابند. این موسسه محورها و برنامه های مطالعاتی و پژوهشی خود را به شکل ذیل تدوین و ترسیم کرده است:
* برگزاری همایش های سالیانه: موسسه تحقیقاتی واشنگتن، هر سال دو کنفرانس با حضور مقامات برجسته دولتی ، فرماندهان نظامی، مدیران و مأموران برجسته اطلاعاتی، سیاستمداران کهنه کار و اساتید دانشگاهی آمریکا برگزار می کند تا بررسی تحولات خاورمیانه، فرصتها و گزینه های پیش روی حوزه تصمیم گیری کاخ سفید در اتخاذ راهبردها و سیاستهای منطقه ای آمریکا در خاورمیانه مورد بررسی قرار گیرد.
* برنامه برگزاری گردهمایی های نظامی و امنیتی: موسسه واشنگتن همواره در طول سال همایش های متعددی را با موضوعات نظامی منطقه برگزار می کند که در گردهمایی های فوق فرماندهان و افسران ارشد ایالات متحده و متحدان کلیدی آنها در خاورمیانه حضور به هم می رسانند و در خصوص تحولات و مسایل نظامی و امنیتی کشورهای منطقه و همچنین سیاست های نظامی ناتو در منطقه به بحث و گفت وگو می پردازند.
ادامه مطلب...
حوزه تصمیم گیری آمریکا همواره تلاش کرده تا با ایجاد مراکز فکری و مطالعاتی نظامی و امنیتی آنهم به صورت تخصصی بتواند با تدوین سیاست ها و راهبردهای بلند مدت و کوتاه مدت اهداف کلان نظامی را در سطح بین المللی خود را بطور معقولانه تری دنبال کند. یکی از مهم ترین مراکز فکری و مطالعاتی تخصصی آمریکا، موسسه مطالعات جنگ است که تمرکز جدی بر روی تحولات سیاسی، نظامی نقاط درگیری ایالات متحده دارد. از این رو، در این نوشتار تلاش شده تا با تبیین پیشینه تاریخی این مرکز راهبردی، اهم فعالیت های آن مورد بررسی و نقش آن در تدوین سیاست های خارجی کاخ سفید مورد کنکاش و تحلیل قرار گیرد.
پیشینه تأسیس
پس از تجربه جنگ ویتنام، مرکز مطالعات نظامی آمریکا با چالشی جدی در زمینه کنترل نظامیان و غیر نظامیان و افزایش میزان رفاه در جامعه آمریکا روبه رو است. بر این اساس، تصمیم سازان کاخ سفید در صدد شدند تا جهت کاربرد کنترل روانی جامعه هدف و همچنین ترمیم چهره مخدوش شده آمریکا مراکز مطالعاتی را تأسیس کنند تا علاوه بر بررسی و مطالعات جنگ ها ، از طرفی در زمینه کنترل روانی نظامیان و غیرنظامیان در صحنه جنگ و عملیات های نظامی ایالات متحده تمرکز مطالعاتی داشته باشند. از این رو موسسه مطالعات جنگ به دنبال تقویت رهبری غیرنظامی و روحیه نظامیان تأسیس شده تا از طریق مطالعات مهم در زمینه عملیات نظامی است، تا آن را در دسترس عموم قرار دهد. البته هرچند که این موسسه مطالعاتی با این هدف تأسیس شده، اما به مروز تمرکز مطالعاتی اش برروی مطالعه جنگ ها و کنترل روانی در عملیات های نظامی ارتش آمریکا در نقاط مختلف جهان قرار گرفت.
اهم فعالیت های موسسه مطالعات جنگ
موسسه مطالعات جنگ (The Institute for the Study of War) یک موسسه مطالعاتی غیر انتفاعی و غیر حزبی است که عمده فعالیت های آن در زمینه مطالعه سیاست های نظامی و عمومی کاخ سفید تمرکز دارد. هدف این موسسه بهبود روحیه و توان عملیاتی نیروهای نظامی و پاسخ به تهدیدات در حال ظهور جهت دستیابی به اهداف استراتژیک ایالات متحده آمریکاست.
این موسسه همچنین در راستای سیاست جهانی دموکراسی سازی کاخ سفید در ورای مطالعات نظامی و جنگ در پی کنترل و مدیریت افکار عمومی و رهبران سیاسی در جهت سیاست های نظامی و عملیاتی ابالات متحده می باشد.
موسسه مطالعات جنگ بر این باور است که تدوین استراتژی و خط مشی های سیاسی و نظامی باید بر گرفته از واقعیت های موجود و تهدیدات بالقوه زمان حال صورت گیرد، لذا این موسسه بر پایه چنین باوری، اقدام به تجزیه و تحلیل منابع باز اطلاعات و اخبار در خصوص جنگ ها و عملیات های نظامی نموده تا از این طریق بتواند به اطلاعات و تحلیل های هرچه دقیق تر در تدوین راهبردهای سیاسی و نظامی کاخ سفید خصوصاً در زمینه دیلماسی عمومی و جنگ روانی دست یابد
برچسبها: اتاق های فکر, سازمان های برانداز
ادامه مطلب...
اندیشکده هریتج در ارائه راهکار به دولت اوباما توصیه کرد که تحریمها علیه ایران را افزایش دهد و حتی دور جدیدی از تحریمها علیه دولت ایران تعبیه کنند. این بنیاد تصریح کرد که آمریکا موظف است از مخالفان ایران حمایت کند.
* واشنگتن بیش از آنکه بر منافع حیاتی آمریکا در خاورمیانه تلاش کند بر رخدادهای میدان التحریر متمرکز شده است
مشکل واشنگتن این است که کاخ سفید بیش از آنکه بر اعمال رهبری واقعی به عنوان یک رئیسجمهوری و متمرکز شود و برای منافع حیاتی طولانی مدت آمریکا در خاورمیانه تلاش کند، از نزدیک بر رخدادهای میدان التحریر متمرکز شده است.
اندیشکده هریتج ضمن انتقاد از سیاستهای آمریکا در خاورمیانه تصریح کرد که “باراک اوباما ” باید با اعمال یک رهبری پر از انرژی و ادامه تعامل به شیوه صحیح منافع آمریکا را حفظ کند و هم فرصت برای آزادی، امنیت و فرصتهای اقتصادی در منطقه را تقویت کند و این امر بسیار بهتر از آن است تا به نظر برسد که آمریکا در نزاع بر سر قدرت در خیابانهای قاهره مرتبط است.
* ۵ اقدام مهمی که باید در دستور کار اوباما قرار گیرد
این اندیشکده آمریکایی وجود ۵ اقدام مهم را در دستور کار اوباما بسیار لازم و ضروری دانست که شامل تمرکز بر مسئله ایران، تعهد به حفظ عراق باثبات و آزاد، تأکید بر همکاری نزدیک استراتژیک با رژیم صهیونیستی، حضور فعال در لبنان و حمایت از ارتش مصر به منظور حفاظت از یک دولت انتقالی در این کشور میشود.
*آمریکا پیشرفتی در زمینه برنامه هستهای ایران کسب نکرده است
هریتج تأکید کرد که آمریکا نباید تمرکز بر روی مسئله ایران را از دست دهد زیرا گرچه برخی اشکالات فنی موجود، تأخیری در برنامه هستهای ایران به وجود آورده است اما واشنگتن نمیتواند از این بابت درباره موضوع هستهای ایران خشنود باشد.
برچسبها: بنیاد براندار, هریتج, سازمان برانداز, اتاق فکر
ادامه مطلب...
مقدمه:
حوزه تصمیم گیری ایالات متحده از اوایل قرن بیستم و پس از عدول از سیاست انزوا جهت اتخاذ سیاست های منطقی و موثر خود در مناطق مورد هدف و راهبردی کاخ سفید، تلاش کرده تا مراکز فکری تخصصی را ایجاد کند. این مراکز فکری که به بررسی تحولات سیاسی، اقتصادی، نظامی و… مناطق مختلف جهان می پردازد، تحلیل ها و چشم اندازهای راهبردی موثر را به سیاستمداران حوزه تصمیم سازی آمریکا ارائه می کنند. بنیاد پژوهشی «جیمز تاوون» یکی از همین ها است، لذا در این نوشتار سعی شده تا با بررسی پیشینه تاریخی و اهم فعالیت های این بنیاد فکری، نقش آن در حوزه تصمیم گیری کاخ سفید مورد بررسی قرار گیرد.
پیشینه تأسیس
بنیاد پژوهشی جیمز تاوون (james town) در سال ۱۹۸۴ تأسیس شد؛ تا هنگامی که «ویلیام گیمیر»، رئیس پیشین این بنیاد همکاری خود را با « آرکادی شوچنکو»، مقام رسمی بلندپایه شوروی سابق (تا زمانی که وی پست خود را به عنوان معاون کل سازمان ملل متحد رها کرد) ادامه داد، بنیاد جیمز تاوون به سرعت تبدیل به منبع اصلی اطلاعات در مورد عملکرد داخلی از جوامع بسته توتالیتر شد.
بنیاد جیمز تاوون به طور مستقیم فعالیت های خود را بر روی موضوع گسترش دموکراسی و آزادیهای فردی در کشورهای سابق بلوک شرق متمرکز کرد. در طول دهه ۸۰ این بنیاد با استفاده از کارشناسان کلیدی مانند آرکادی شوچنکو، عضو عالی رتبه، دیپلمات سابق شوروی و «یون پاسیپا» رئیس سابق سرویس اطلاعاتی رومانی و … نقش بسزایی در همراه کردن تحولات دولت های متبوعشان (که به طور مستقیم با آمریکا در تعارض قرار داشتند) با سیاست های کاخ سفید داشت.
اهم فعالیتهای بنیاد جیمز تاوون
بنیاد «جیمز تاوون» به عنوان یک موسسه تحقیقاتی، تمرکز مطالعاتی بر روی آسیا، اروپا، چین و بررسی تروریسم در سطح جهان دارد. این موسسه به صورت خیریه عمومی فعالیت می کند. این بنیاد طبق بخشنامه ۵۰۱ و قانون مالیاتی درآمد داخلی ۵۰۹ آمریکا از پرداخت مالیات معاف خواهد بود.
پس از حوادث ۱۱ سپتامبر این بنیاد کوشیده تا تمامی حوادث منطقه ای اوراسیا را با تمرکز بر تروریسم جهانی و گروه های بین المللی تروریستی مانند القاعده پوشش دهد. از این رو تحلیلگران این موسسه همواره سعی کرده اند تا تجزیه و تحلیل و تفسیر تحولات منطقه ای خود را از طریق اطلا ع رسانی به جامعه سیاست گذاری ایالات متحده ارائه دهند.
ادامه مطلب...
در دنیای امروز، همراه با تغییر نگرش انسان نسبت به جایگاه خود در رویارویی با تاریخ و معرفت عمومی، حکومت نیز به بازاری رقابتی تبدیل شده است که شهروندانش همچون مشتریان صاحب انتخاب در مقام قضاوت قرار دارند. همزمان با پیدایش عنصر رقابت و انتخاب در مفهوم جدید حکومت، "آگاهی" و اطلاعات شفاف از آنچه باید در بوته داوری قرار گیرد به صورت عنصری همزاد با بازار رقابتی جدید پا به عرصه حیات گذاشت. بازی سیاست در دوران جدید بدون وجود ابزاری برای آگاهی و اطلاع رسانی، اساساً ممکن نیست. همچنین این اهمیت، نقش و جایگاه رسانه ها را در جهان معاصر، برجسته و حیاتی می سازد.
بخش دوم مقاله تهدیدات رسانهای که پیش از این بخش اول آن ارائه شده بود، در ادامه میآید.
تبارشناسی جنگ رسانه ای
بشر در طول تاریخ، همواره برای چیرگی بر دشمن و تحمیل اراده خود بر او از ابزار کاهش و تخریب روحیه به شکلهای گوناگون بهره برده است. هر برگی از تاریخ بشر، گواه این موضوع است که در همه دورههای مختلف، انسان با استفاده از ابزار و روشهای گوناگون کوشیده است دشمنان را مقهور خویش سازد و بر آنان چیره شود و در این راه نیز به موفقیتهای چشمگیری دست یافته است. چند نمونه از انبوه اوراق تاریخ، میتواند گواه این مطلب باشد.
ادامه مطلب...











در این روش از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن به منظور تضعیف روحیه و سست کردن اراده آنها استفاده میشود. در این صورت ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به شیوههای مختلف به آنان چنین القا میکنند که خطرها و صدمات احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان کمین کرده است و از این طریق آیندهای مبهم و همراه با سختیها و مشکلات را برای افراد دشمن ترسیم میکنند.